|
سلام دوستای گلم خوبین؟ بابت غیبت خیلی خیلی طولانی که داشتم از همتون معذرت میخوام. دلم واسه همتون تنگ شده بود. الان اومدم یک خبر توپ بهتون بدم. فیلم ماهی کوچولوها دعا می خوانند که محسن عزیز توش بازی کرده بود امشب یعنی چهارشنبه هفتم اسفند ساعت هشت شب از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد. خب دیگه دوستای گلم من میرم و فردا با کلی عکس برمیگردم. دوستون دارم. امیدوارم که منو فراموش نکرده باشید. بای تا های
سلام دوستای گلم
خوبین؟ ببخشید تو این چند وقت نمیتونم آپ کنم آخه درسا زیاده و امتحان دارم.برام دعا کنید. امتحانام تموم بشه سریع براتون آپ میکنم. راستی بچه ها دیروز جلوی هیئت وایساده بودم یهویی عباس غزالی رو دیدم. تاسوعا و عاشورای حسینی رو بهتون تسلیت میگم. برای منم دعا کنید. دوستون دارم. نظر فراموش نشه. بای بچه ها تا چند وقت دیگه براتون آپ میکنم.
علی در عرش اعلی بی نظیر است
علی بر آدم و عالم امیر است به عشق نام مولایم نویسم چه عیدی بهتر از عید غدیر است *عید سعید غدیرخم مبارک باد* سلامممممممممممممممممممممممممممممممم دوستای گلمممممممممممممممممممممممم. خوبیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن؟؟؟ دلم براتون خیلی خیلی تنگ شده بود. به خدا دیگه از دست درسا خسته شدم.روزی ۳ تا امتحان داریم آخه مگه مغز ما چقدر کشش داره؟به همین خاطر دیگه شرمنده شدم و دیر آپ کردم. تازه جالب تر اینجاست که واسه امتحان ریاضی ترممون هصلا وقت نذاشتن. ولی امروز جاتون خیلی خیلی خالی بود تو مدرسه تو این ۹ سالی که دارم درس میخونم یکی از بهترین روزهای مدرسم بود. به مناسبته عید غدیر همه ی کلاسها کیک خریده بودن.کلاس ما هم کیک خریده بود.بعد زنگ فیزیک جشن گرفتیم.معلم فیزیکمون نسبتا جوونه جاتون خالی زنگ فیزیک بچه ها امتحان رو پیچوندن و به جاش جلو معلم آهنگ خوندن و زدن و رقصیدن خیلی حال داد راستی بچه ها دوستم باباش تو روزنامه ی همشهری کار میکنه بعد روز یکشنبه ۲۴ آذر تو برج میلاد جشن سالگرد تاسیس روزنامه ی همسشهری بوده و مجریش هم کسی نبوده جز محسن افشانی ولی حیف که عکس ندارم براتون بذارم. خب حالا بریم سراغ تولد تولد تولد کی؟ خب معلومه تولدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد سیاوش خیرابی گل تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک انشاالله ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال در کنار خانواده ات به خوبی و خوشی زندگی کنی و همیشه در کارات موفق باشی حالا بریم سراغ کیک تولد این کیک مال شما دوستان بود کیک سیاوش عزیز جداست حالا بریم سراغ کیک سیاوش عزیز.کیک زیر از طرف شما برای سیاوش گل. و این کیک زیر از طرف من برای سیاوش جون هستش خب حالا بریم سراغ چند تا عکس از سیاوش عزیز عکسهای سیاوش عزیز رو از وبلاگهای مختلف برداشتم خب دیگه سیاوش عزیز امیدوارم که هرجا که هستی سالم و سرحال و زیر سایه ی پدر و مادر عزیزت باشی. خب دوستای عزیزم دیگه من باید رفع زحمت کنم. منتظر نظرهای دلگرم کنندتون هستم. دوستون دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم. خدایارونگهدار
به نام خدا
سلام دوستای گلم.خوووووووووووبید؟دیدید گفتم با یه خبر تووووووووووووووووپ میام و به قولم عمل کردم و اوووومدم.البته این ۲ بار رو آبجی سمانه جونم برام آپ کرده.واقعا شرمندشم و تا آخر عمرم ازش ممنونم.مثل خواهر واقعی خودم میمونه.قربونش برم.آبجی سمانه جووووووووووووووووووونم دوست دارم یه عالمه.هرچی بگم بازم کمه. راستی بچه ها ممنون از اینکه برای بابام دعا کردین.حالش شکر خدا داره بهتر میشه.اینم گزارش چشم انداز.از وب سمانه جونم. آزاده نامداری مهمان عزیزی که به خاطر درخواست های مکرر شما ازشون دعوت کردیم،ایشون متولد 11 فروردین 1368 هستند.کارشون رو با تئاتر آغاز کردند.و کارای متفاوتی توی تئاتر انجام دادند.مدتی شاگرد آقای آتیلا پسیانی بودند.توی تئاتر کارهایی مثل:عشق و وحدت،برگشتی در کار نیست ر. کار کردند.همینطور کاری رو که خودشون خیلی دوست دارند به عنوان : ملکه زیبایی(اینجاشو نفهمیدم) اگر اشتباه نکرده باشم توی کارای مختلف دیگه ای هم بازی کردند.مثلا سریال کاراگاهان رو کار کردند..سریال ترانه مادری رو در آن ایفای نقش کردند.فیلم سینمائی ضامن،تله فیلم ماهی کوچولو ها دعا میخونن.و سریال حادثه در بزرگراه کار آقای آرش معیریان رو فکر کنم الان در حال بازی در این سریال هستند.در حیطه اجرا هم کارای متفاوتی در شبکه های داخلی و خارجی داشتند.آستانه،مادوتا،سلام بهار،و ماه محبوب برای شبکه های داخلی.و مجری برنامه ی دوست داشتنی و محبوب بوم سفید هم بودند که من مطمئنم که الان بعد از اینکه من گفتم ترانه مادری و بوم سفید،دیگه متوجه شدید چه کسی مهمان برنامه امروز هستند.اول از همه بریم بخش هایی از فیلم سینمایی رو ببینیم.بعد میریم خدمت آقای جوشقانی و مهمان خوب برناممون که من اسمشون رو نمیگم امیر جوشقانی:خب خیلی متشکرم از همکار خوبم سرکار خانم نامداری،و مطالبی که در خصوص مهمان ارجمندی که امروز به استودیو پخش برنامه چشم انداز آمدندارائه کردند.اطلاعات کامل،جامع و مفید بود.حتما شما حدس زدید که مهمان ارجمندی که به برنامه چشم انداز امروز آمدند ،کدامیک از هنرمندان نقش آفرین سریال ترانه مادری هست که الان داره،از طریق شبکه جهانی جام جم 3 ،تقدیم حضورتون میشه.تا الان 33 قسمت از مجموعه 47 قسمتی ترانه مادری تقدیم حضور شما شده،به کارگردانی سیامک سهیلی زاده با بازی:خانم هما روستا،دانیال حکیمی،فاطمه گودرزی،و عزیزی که امروز در خدمتشون هستیم و هنرمندان دیگه .اما ویژگی که مهمان امروز برنامه ما داره،همونطور که خانم نامداری هم در معرفیشون اعلام کردند،حضور در عرصه های مختلف هنر،مثل تئاتر،اجرای برنامه های تلویزیونی،و از جمله بازیگر تله فیلم ها و فیلم ها سینمایی و سریال ها.حتما شما با این چهره ی جوان و دارای آینده هنر کشورمون آشنا هستید نیاز به معرفی نداره.محسن افشانی عزیزمون امروز مهمان برنامه ما هستند.خیلی خوش آمدی محسن:خیلی ممنونم.با کسب اجازه از آقای جوشقانی و سر کار خانم نامداری،سلام عرض میکنم خدمت دوستان محترم و بزرگواران عزیزی که سرتا سر این کره زندگی میکنن.امیدوارم هرجا که هستید شاد باشید.یه عذر خواهی کوچولو به خاطر اینکه سرما خوردم،تهران هوا سرد.بعد،پاییز دیگه.نزدیک زمستون هم هستیم.و اینکه تبریک میگم بهتون سالروز ولادت(اشتباه گفت،سریع درست کرد)سالروز ازدواج مولی الموحدین،امیر المومنین علی (ع) و حضرت زهرا (س) .این باعث افتخار بنده است که توی برنامه چشم انداز در خدمت شما هستم مجری:خواهش میکنم.زنده باشید.منم خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستیم ما.به نوعی دیگه همکار خودمونی و ماشاالله خوش سخن و ضمن اینکه خوش تیپ محسن:خواهش میکنم.لطف دارین شما.البته هزار مرتبه بار تبریک میگم برد پرسپولیس رو ،برد افتخار آفرین پرسپولیس رو.به هر حال ما 3 تا گل کافی بود زدیم.دوست نداشتیم 8 تا بزنیم و اینا.به هر حال خسته نباشین(میزنه زیر خنده مجری:(نفهمیدم چی گفت)نوجوونای داماش و اینا.خب به هر حال پیش میاد دیگه.اینجوری فعلا استقلالی ها یه خورده حسودی میکنن.چایی میخورن تا ما پرسپولیسی ها محسن:حرص میخورن مجری:ادامه بدیم گفتگوی زنده رو.عرضم به حضورت که.گفتی تهران سرد.مگه تهران زندگی نمیکنی؟ محسن:چرا مجری:میدونستی که هوا سرده محسن:من میدونستم که هوا سرده.به خاطر اینکه ما سر این فیلم سینمایی ماهی کوچولو ها دعا میخونن بودیم.توی دماوند 4روز ضبط داشتیم.شبانه روز اونجا بودیم.خیلی سرد بود.برای همین تهران اومدیم یه کم سرد بود.این سرما در برابر دماوند کوچولو بود مجری:فکر کردی بهار و نسبت به دماوند ،تهران گرمتره محسن:خیلی گرم تهران نسبت به دماوند.ولی به هر حال تجربه ی خوبی بود.زندگی در دماوند مجری:محسن متولد 1368 (محسن هم خودش میگه)دانشجوی مهندسی مکانیک(سرش رو محسن تکون میداد)حالا چون خودت،سرنوشت منم یه جورایی بعد از گذرندان تقریبا همین رشته ی مشابه همین در دانشگاه.سر از تلویزیون و اجرا درآوردیم.برای آینده تو اصلا فکری کردی؟اول سراغ آینده برم بعد برم سراغ سوال ها ی در حال حاضر مجسن:100 مجری:این حرفه رو ادامه میدی؟یا رشته ی مهندسی مکانیک رو؟ محسن:من توی بیشتر مصاحبه هام هم عرض کرده بودم که این حرفه رو که حرفه ی خیلی ها هستش.و نون در میارن و زندگی میکنن.و امرار معاش میکنن.سرگرمیه منه مجری:خیلی ها هم بیشتر از نون محسن:خیلی هم بیشتر از نون.یه چیزی توی این مایه ها .اون موقع که من کوچولو بودم.نمیپسندیدم بازی توی کوچه و خیابون رو.و با رفیقا گشتن و از این حرفا.تئاتر کار میکردم.تفننی میرفتم کلاسای تئاتر و کانون های مختلف تئاتر و ارائه میدادم تا اینکه از سال 83 من شروع کردم .تا اینکه یک سال بعدش ،یک سال ،یک سال و نیم بعدش بود که دعوت شدم برای بازی توی یکی از آیتم های برنامه آستانه.علی مختارزاده ی عزیز کارگردانش بود.بعد از یک ماه،گفتن یه شخصیت که اگر دوست داشته باشی میتونی مجری باشی و اجرا کنی.منم گفتم باشه.نیاز به کمک شما دارمیه آیتم های کوچولو کوچولو گرفتیم.تا سال 86،آبان ماه بود که شدم مجری 1 آستانه.دیگه بعد از اون سریال کاراگاهان رو کار کردم.بعد برنامه ی مادوتا بود که قبل از عید 87،نوروز 87 2ماه با برنامه ی سلام بهار خدمت دوستان بودیم.حالا دوستای عزیزی که شبکه های داخلی ما رو میگرفتن.سلام بهار با حضور بنده و کیوان ساکت اف عزیز که جاش خالیه.با هم اجرا میکردیم.کار خوبی بود.دوست داشتنی بود.من خودم یکی از خاطره هام از احرا رو از برنامه ی سلام بهار دارم.بعدشم آستانه و دو،سه تا کاری که کردم مجری:حالا من یه جوری از سلام بهار تو خاطره ی خوبی ندارم.میدونی چرا دیگه؟ محسن سرش رو انداخت پایین مجری:یه برنامه بود که همزمان باهاش پخش میشد.دخترم هم میخواست سلام بهار رو ببینه محسن:آخی مجری:دیگه مشخص شد الان .فهمیدی چرا محسن: دقیقا مجری:میگفت میخوام سلام بهار رو ببینم.عامل و باعثش هم شما بودی.میدونی که ما بچه ذلیلیم و هرچی اون بگه محسن:ایشالا خدا نگهشون داره براتون.ولی به هر حال یه برنامه ی نوعی بود مجری:خیلی دوست داشت. درواقع رده ی سنی کودک و نوجوان .برنامه ی سلام بهار رو به خاطر اجرای متفاوتش دوست داشت محسن:شما خیلی بزرگوارید.یه تجربیاتی کسب کردم توی عرصه های مختلف.تئاتر چون دیگه به عرصه های تلویزیون پا گذاشتم .آدم یه چیزایی رو میبینه.وقتی در مقام مقایسه قرار میدهفمیبینه که همیشه بین سخت و راحت،راحت رو انتخاب میکنه.یا بین راحت و راحت تر،راحت تر رو انتخاب میکنه مجری:تئاتر سخته محسن:ببین یه نمایش کاملا زنده ،و دوست داشتنی.دیگه مثل تلویزیون نیست که اگر بخوای یه جا سوتی بدی.بخوان کات بدن و از اول بگیرن.هرچی اتفاق بیا فته رو صحنه همونه.چون من تجربه داشتم چندتا کار تئاتر، مجری:پولش چی؟ محسن:دیگه...ببین ما اون موقع که شروع کردیم.به پولش فکر نمیکردیم.فکر این بودیم که داریم بازیگر میشیم.حاضر بودیم هر کولی بدیم که به هر حال خودمون رو نشون یدیم.توی این حیطه.خب اولاش که پولی توش نبود.دیگه بعدا که شروع کردیم به کار،مستقیم اومدیم تلویزیون،خیلی سخت بود.من الان شیفته ی پر و پا قرص تئاترم.ولی فرصتش هیچ موقع نمیشه که دوباره کار کنم مجری:خب من برای بینندگان عزیزمون توضیح بدم.که منظور از واژه ی کولی دادان که محسن اشاره میکنه،همون خاک صحنه خوردنه محسن:حق دارین.بذارین من یکم بیشتر اینو توضیح بدم.ببینن،ما که تحصیلات آکادمی این رشته رو نداشتیم.میخواستیم به صورت تجربی وارد این حرفه بشیم مجری:آهان اصلا چرا نرفتی رشته ی هنر؟ محسن:من ایده آلم از بچگی مهندسی بود مجری:حتما مهندس بشی؟ محسن:حتما مهندس بشم مجری:پس حتما ادامه میدی دیگه رشتتو؟ محسن:قطعا مجری:درواقع درآمدت رو از هنر نخواهی داشت؟ محسن:نه.(سرفه کرد)عذر میخوام.برای سرماخوردگی بود.نگران نباشید.سال 83 اتفاقی ،به خاطر اینکه دوست نداشتم توی خیابون بازی کنم و اینا.میرفتم تئاتر کار میکردم.دیگه کشیده شدم به سمت تلویزیون.دوست داشتم فعالیت توی رادیو ،تلویزیون مجری:به پرسپولیس از کی علاقمند شدی؟ محسن:از اون زمانی که خاکپور رو مجری:استاد اسدی مجسن:از اون زمانی که شناختمشون ،شیفته ی پرسپولیس شده بودم مجری:بابا اتاد اسدی توی پرسپولیس محسن:میدونم.اون زمانی که استاد اسدی بازی میکرد.تیم ملی .اون زمان رو میگم مجری:علی دایی هنوز گلشو نزده بود که ما عاشق پرسپولیس شدیم محسن:هنوز نمیدونستیم علی دایی چه هد هایی میزنه ماشالا مجری:ماشالا.عرض به حضورت که خب سراغ تله فیلم ها میخوایم بریم.فیلم سینمایی ها میخوایم بریم.اما ترانه مادری در حال حاضر بهانه ای بود برای دعوت از محسن افشانی عزیز.برای برنامه ی امروز چشم انداز.از ترانه ی مادری و اینکه چی شد قبول کردی توی این فیلم زیبا بازی کنی.از کجا شکل گرفت نقشت؟سناریو چه طور بود؟خوندی؟پذیرفتی؟کی پیشنهاد داد؟کی معرفیت کرد؟و اینکه راضی بودی؟(چقدر سوال پرسید محسن:حالا من نمیدونم چه جایگاهی دارم بین دوستای عزیزمون که در کشورهای مختلف هستند.که الان 33 قسمت از ترانه مادری پخش شده.اون بازخورد و برداشتی که توی ایران از مردم میبینیم.خیلی بهمون دلگرمی میدن.خیلی شرایط کاریمون سخت بود.حالا از اولش من شروع کنم همه سوالاتون رو جواب بدم.15 اردیبهشت بود.وسطای سلام بهار.برنامه ی زنده داشتیم هرروز.که دوست عزیزم سینا حمزه ای،محمد حمزه ای(بازم اشتباه گفت دستیار 1 کارگردان زنگ زد به من،گفت که چنین کاریه.دیگه رفتیم و آقای سهیلی زاده دیدنمون.گفتن برای نقش پویا نظری از 70،80 نفر تست گرفتند مجری:در واقع بعد از اجرای سلام بهار بود؟ محسن:نه همون حین اجرای کار بود.برنامه ی بوم سفید رو هم داشتم توی جام جم مجری:بهشون گفتی که اجرا هم میکنی توی تلویزیون؟ محسن:آره اینارو گفتم.این شرایط رو مجری:گاراتو دیده بودن؟ محسن:آره دیده بودن مجری:خیلی ها مخالفن.میدونستی؟ محسن:من همین.میخواستم یک تشکر ویژه کنم از جسارتی که به خرج دادان و محسن افشانی مجری رو برای رول مثلا محوری کارشون انتخاب کردند.از دید کارگردان و تهیه کننده خیلی سخته که یه شخصیتی که مجریه بیاد بازیگر بشه مجری:چون توی یه قالبی جا افتاده.تصویرش پخش شده و مردم اونو با این چهره میشناسن.این که خود ارائه این چهره ممکنه کار سختی باشه.یا بخواد سریال رو یه خورده به چاله چوله بندازه.اما یکی از بینندگان عزیزمون،خانم مهناز از ژاپن روی خط برنامه هستند.بهشون سلام عرض میکنم و امیدوارم هرجای دنیا که هستند ،البته ما میدونیم ژاپن هستند .هرجای دیگه هم باشن ،امیدوارم حالشون خوب باشه مهناز:سلام.منم خدمت شما سلام میکنم.ان شاالله که حالتون خوب باشه.و خیلی ممنون از برنامه های خوبتون.ببخشید.منم سرما خوردم.با صدای خیلی گرفته مجری:ژاپن هم مگه سرده؟خانم مهناز خانم؟ مهناز:با اجازتون خیلی سرد شده مجری:جای شما در ایران خال.تهران ،دماوند،فیروزکوه درست میگم محسن:همینه مجری:اینجا هم سرده و هوای پاییزی حسابی داره جولان میده.این هوای سرد مهناز:خب.خوش به حالتون.هوای ایران یه چیز دیگه است مجری:زنده باشید.خانم مهناز عرض کنم که از ترانه مادری که 33 قسمتش پخش شده و حتما شما قسمت هایی از اون رو دیدین.از شبکه های مختلف جام جم.محسن افشانی عزیز مهمان برنامه چشم انداز هست مهناز.بله بله.من زنگ زدم از ایشون تشکر کنم اولا خدمتشون سلام عرض میکنم محسن:خانم مهناز سلام میکنم من اول.بنده عذر خواهی میکنم.خوبین شما؟ مهناز:خیلی ممنون محسن:به خانواده سلام برسونین مهناز:خیلی خوشحال شدم از دیدنتون.دوست داشتم باهاتون صحبت کنم محسن:بزرگوارید شما مهناز:از صحبت کردنتون خیلی خوشم میاد.خیلی جوان شایسته ای هستید.و تشکر میکنم از بازی خوبتون.اما یه چیزی بود که.سوالی که داشتم.میخواستم سوال کنم که توی ترانه مادری شما نسبتت به اون خانم روبه رو ،که اسمشون رو فراموش کردم محسن:نغمه ادیب.بیتا سحرخیز مهناز:بله بله.خانم نغمه ادیب،یه مقدار آقای کارگردان فکر کنم نسبت سنی شما دو نفر رو،یه مقدار بالا،پایین بوده محسن:سرکار خانم مهناز.نظر شما قابل احترام هست.به هر حال خب نقش پویا نظری در واقع همون کارکتری بود که درست انتخاب شد.به خاطر اینکه کسی بود که سال اول دانشگاه قبول شد. و رفت.یعنی من محسن افشانی 18،19 ساله به اون نقش میخوردم.خب توی اون ژانر برای اینکه ما یه نقشی رو مثل خانم ادیب رو بدیم به یک بازیگر دیگر.توی اون سن و سال کسی وجود نداشت.(جای من خالی بود مهناز:نمیشد از یک نفر که تازه بخواد این کارو شروع کنه و یک مقدار کم سن و سال تر بود استفاده بشه؟برای اینکه،حالا شما ایده آل بودید.اما ایشون نسبت به شما خیلی تفاوت سنی داشتن مجری:یعنی بزرگتر بودن دیگه؟ مهناز:بله.خیلی .قشنگ مشخص بود مجری:اشکال نداره خانم مهناز.اصل تفاهم(همه زدن زیره خنده محسن:نه.خانم بیتا سحرخیز متولد سال 61 هستند.خب حالا اون تفاوت سنی ،شاید یه مقدار بارز بود.ولی بازی قدرتمند ایشون فکر میکنم بارز تر بود مهناز:درسته محسن:به هرحال خیلی لطف داشتید شما.ممنون مهناز:خواهش میکنم.نه خیلی بازیتون خوب بود . و تشکر میکنیم ازتون.جای آقا بهرام هم خالیه.واقعا محسن:سیاوش خیرابی مهناز:از قول ما بهشون سلام برسونسن و اگر بشه توی چشم انداز بیان که خیلی خوشحال میشیم مجری:حتما این کار رو خواهیم کرد مهناز:واقعا بازیشون ایده آل بود مجری:ممنون.با شما خداحافظی میکنیم.خانم نامداری خیلی معطل شدن.من ازشون عذر خوهی میکنم.این بخش از گفتگومون با محسن عزیز طول کشید.و اجازه میخوام برای بخش دوم گفتگو با محسن از اتاق فرمان یک زمانی رو بگیریم.محسن جان،خودت راجع به سریال ترانه مادری .که سریال موفقی بود.سریالهایی که قراره روزانه پخش بشه.هر شب.که ما نرگس رو هم داشتیم که پخش شد و تجربه موفق و خوبی بود.و مردم خیلی باهاش ارتباط برقرار کردند.تونست به نظرت توفیق اون سریال رو کسب کنه یا نه؟ محسن:ببینین.اینجا دوتا موضوعه.یا موضوعیت یا محبوبیت.از لحاظ موضوع خب کمبودی نداشت.بین مردم خیلی اتفاق افتاده.شخصیت پویا نظری که باهاش رابطه برقرار کردند.کلا مردم دوست داشتنی ایران کارای ملودرام اجتماعی رو خیلی میپسندن.نرگس هم یه چنین موضوعیتی داشت.و خانوادگی بود.ترانه مادری هم همینطور.اما خب به هر حال ما باز خوردش رو بین مردم میدیدیم،میدیدیم که برخورد خیلی خوب بود.دوست داشتن.باعث افتخار ما بود در کار هرروز و شبانه ترانه مادری بازی کنیم.و مورد قبول مردم واقع بشیم مجری:اونوقت رسوندن این برنامه به پخش ،یه خورده قسمتای آخرش با عجله و شتاب ساخته نشده؟ محسن:نهفکر نمیکنم.ما قسمت آخر رو با دو روز این ور و اون ور زدیم.نه اینکه طول بکشه.دو روز قبل از اینکه قسمت 47 پخش بشه،خیلی با صبر و خیلی با طمانینه آقای سهیلی زاده ،ما از خرمشهر برگشتیم.کار رو تدوین کردن و آماده شد برای پخش.میدونین.یه کم از کیفیت کار پایین میاره.اما آقای سهیلی زاده با قدرتی که داشتن و حرفه ای که توش دارن فعالیت میکنن.فکر نمیکنم گذاشتن از کیفیت کار کم شه مجری:چون سریال های ماه رمضان که پخش میشد،این مشکل رو خیلی از بینندگان احساس میکردن محسن:این خوبی رو هم داره.چون نظرات مردم رو میبینن.میگن،آخر این ،این میشه.عوض میکنن.حالا درسته کلا موضوع کار حاضر نوشته شده.ولی به هر حال سریع عوضش میکنن تا مردم غافلگیر شن مجری:ترانه مادری گلچینی از بازیگران تئاتر و تلویزیون ایران بودن.سرکار خانم هما روستا،که از کرخه تاراین و پرنده کوچک خوشبختی و فیلم های بسیار به یاد ماندنی و هم چنین تئاتر های به یاد ماندنی محسن:آقای دانیال حکیمی مجری:دانیال حکیمی،دوست خودم.همچنین خانم فاطمه گودرزی،که بسیار هنرمند ارزشمندی هستند محسن:من یه تشکر ویژه اینجا جا داره بکنم از همه ی اساتید مجری:آقای حسین سحر خیز هم بودن محسن:بله.آقای سحر خیز.آقای مقامی.آقای عمرانی.اعتبار بنده و سایر دوستای جوونی بود که توی این کار بودن مجری:آقادژاکام محسن:امیر دژاکام.استاد گل بنده.که خیلی دوسشون دارم مجری:سخت نبود کنارشون کار کردن؟پذیرفتن تورو؟ محسن:سختیش نبود.اعتبارش بود.من دوست داشتم خیلی قدرتمندانه حاضر بشم مجری:کم که نمیاوردی جلوشون؟ محسن:نه خب.شخصیت های دوست داشتنیه خودمونه.کم آوردن از لحاظ بازی . مجری:هول نمیشدی؟من اولین بار که با آقای نصیریان بازی کردم خیلی هول شده بودم محسن:نه خدارو شکر.هول نمیشدم مجری:وقتی سریال زیر گنبد کبود رو بازی میکردم.خیلی هول شده بودم.2تا قرص قلب هم میخوردم.یادم رفته(محسن میخنده محسن:طپش قلب کنترل؟ مجری:آره.اتفاقا قرمز هم هست.رنگ تیم مورد علاقمون ( مجری:اون قلب من رو کنترل کرد و تونستم در برابر آقای نصیریان بازی کنم محسن:من اینجا یه عذر خواهی هم (سرفه میکنه.بد جور)ببخشید .( مجری:چرا صحبت کنم.بریم تصاویر رو ببینیم تا یه آبی بخوریم.بریم اتاق فرمان سر بزنیم .نمیخواین سر بزنیم؟ محسن:من حاضر شدم.ببخشید.یه معذرت خواهی کنم از دوستای طرفدار گل برنامه ی بوم سفید.بنده احساس مسکنم یه دینی به گردنه خب به هر حال بچه ها دارم.نمیدونم.یه جورایی خجالت زده ی روی اونام.به خاطر اینکه برنامه ی بوم سفید رو من نصفه نیمه رها کردم.حالا نمیدونم کدوم دوربینم.این دوربینم.آهان.اون دوربینم.چرا بیخودی اشاره میکنی اون دوربین؟ مجری:میخواستم هوشت رو بسنجم محسن:هوشم رو.فهمیدم اون چراغ روشنه.ولی باز خب.من به خاطر اینکه توی عرصه ی بازی پا گذاشتم،باید از حیطه اجرا خداحافظی میکردم.دوست هم نداشتم اون برنامه ای که خیلی جا داشت بین مردم و نوجوونای عزیزی که سر تا سر دنیا زندگی میکردن،غیر ا ز ایران.دوست نداشتم رهاش کنم نصفه و نیمه.ولی به هر حال اتفاقایی افتاد که اجازه ی خداحاقظی به من ندادند.و به هر حال.منم برنامه ی بوم سفید رو دوست داشتم.مخاطباشم دوست داشتم.امیدوارم منو ببخشید که اینطوری شد.و دیگه توی اون برنامه نیستم.همین مجری:زنده باشین.من خدارو شکر میکنم که تو الان صدات نگرفت محسن:آره.یه لحظه غمم گرفت مجری:جناب آقای فرزاد از استرالیا پشت خط هستن.سلام میکنم خدمتشون محسن:فرزاد عزیز سلام فرزاد:سلام.خیلی ممنون.محسن جون خیلی خیلی خوشحالم شما رو میبینم محسن:قربون شما برم الهی.اگه لطف کنین صدای تلویزیونتون رو ببندین.با تاخیر صدا نمیاد.عادت کردیم والا.(میخنده)خوبین شما؟ فرزاد:خانمم خیلی ناراحته که مامانت تو رو اذیت میکنه ( محسن:من مامانم رو اذیت میکنم فرزاد:غیبتت توی بوم سفید،خیلی مارو اذیت کرد.خیلی دوست داشتیم.باریکلا،باریکلا،باریکلا محسن:هزاربار تشکر میکنم فرزاد:ان شاالله که موفقیت های زیادی کسب بکنی.ما نمیدونستیم شما اینقدر پیشرفت کردی محسن:بزرگوارید شما.خیلی لطف دارین فرزاد:خیلی خیلی خوشحالیم محسن:خداحافظ مجری:محسن عزیزم که مادرش رو اذیت میکنه.ما باهاش صحبت میکنیم در این بین که شما پشت صحنه خواهید دید محسن:متنبه میشم مجری:متنبه خواهد شد.وقت دیگه نداریم.باید خداحافظی کنیم محسن:بله.خواهش میکنم.خیلی تشکر از توجه و حمایت شما.هر جای دنیا که هستید و میگید محسن افشانی دل من کلی میلرزه.نازنینم چه دعا بهتر از این.خنده ات از ته دل.گریه ات از سر شوق.نبود هیچ غروبت غمگین.دوستون دارم یه عالمه.خیلی ممنونم بچه ها چرا نظر نمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مردم از بی نظری.واقعا این قدر وبم بد و مضخرفه که نظر نمیدین؟؟؟؟؟؟؟ اگه که واقعا وبم اینقدر بد و افتضاحه بگید حذفش کنم. منتظر نظراتون راجع به وبلاگم هستم. دوستون دارم عکساشم توی ادامه مطلب
به نام خدا
سلام دوستای گلم.خوبین؟منو ببخشید به خاطر اینکه این بار یکم دیر آپ کردم.خیلی سرم شلوغه آخه.باور کنید.این بار گزارش بهبهان رو از وبلاگ آبجی سمانه جونمممممم براتون گذاشتم.ایشالا دفعه ی بعدی با خبرای تووووووووپ میام پیشتون: شب اول: اولش یهو صدای دست جمعیت بلند میشه.نگاه ها به سمت سن میره.میبینن که یه پسر با قد بلند داره با مجری روبوسی میکنه.بعد محسن میکروفن رو میگیره دستش و میگه:سلام یه دفعه همه براش دست زدن و جیغ کشیدن. مجری:آقای افشانی یه خاطره برامون تعریف کنین. محسن:شبی که قرار بود اون قسمتی رو که ما توی کارخونه هستیم پخش شود،ما باید صبحش اون قسمت رو ضبط میکردیم.کارخونه هم توی کرج بود.من رو هم ساعت 6 صبح بیدار کردند.خوابم میومد نشده.رفتم خوابیدم.آقای سهیلی زاده اومد منو از خواب پروند.رفتم دیدم خانوم ....(یه مکثی میکنه)نغمه ادیب(سالن منفجر شد.همه فکر میکردیم خودمون فقط میگیم نغمه ادیب،دیدیم اون هم میگه نغمه ادیب) گفت دیدم خانوم نغمه ادیب رو دارن گریم میکنند.دوباره رفتم خوابیدم.ساعت 10 اینا بود پاشدم دیدم هیچ کسی نیست.همه جارو گشتم و کسی نبود کجایین؟سیاوش گفت: خودت کجایی؟ محسن گفت:من خونم. سیاوش از خنده غش کرده بود پشت تلفن میومد که گفته: بابا محسن رو جا گذاشتیم.برگردیم . اونا همه رفته بودن کرج.محسن رو یادشون رفته ببرند. ازش پرسیدن:متولد چه سالی هستی؟ گفت:68 بعد محسن گفته:اونایی که میگن من توی ضامن خوب بازی کردم دستا بره بالا.بعد گفت:حالا اونایی که میگن توی ترانه ی مادری خوب بازی کردم دست و جیغ!(دیگه صدای محسن شنیده نمیشد) دخترا میگفتن:محسن دوستت داریم. پسرها میگفتن:بری دیگه بر نگردی(خودم:همیشه این پسرا با یه هنرمند لج میوفتن) روز دوم: شب: از محسن میپرسن که: تیکه کلامت چیه؟ محسن میگه:یا علی (من فکر کنم که به جز عسیسم اینم یه تیکه کلامش باشه) بعد محسن میگه حالا شما 5 قدم برین عقب.من 10 قدم میام جلو.قبوله؟ یهو همه جیغ کشیدن و دست زدن. روز آخر ۲سانس بوده.هم ظهر و هم شب. ظهر: محسن وقتی برنامه رو شروع میکنه،میگه: سلام میکنم خدمت مردم خوب بهبهان(همه دست میزنن)میگه:به خدا یک دفعه همین الان اومدن دم در اتاقم گفتن:محسن 2سانس شده.منم هول هولکی لباس پوشیدم.براتون کت و شلوار پوشیدم.خوشتون میاد؟ همه جیغ میکشن. شب آخر: محسن گفت: من از خیلی هاتون بزرگترم،از خیلی ها هم کوچیکترم.میخوام به عنوان یه داداش بزرگتر یا کوچیکتر،نصیحتتون کنم.مامان و بابا هاتون رو دوست داشته باشین و قدرشون رو بدونین.این مامان و بابام بودن که منو به اینجا رسوندن. آخر برنامه هم میگه:من الان پرواز دارم.میخوام برم مشهد(روز تولد امام رضا (ع) بود) واسه همتون دعا میکنم.ما کوچیک آقا امام رضا هستیم.بازم میگم.قدر پدر و مادرتون رو بدونین.من یه شعری همیشه آخر حرفام می خونم.الان برای شما هم می خونم.دل من با دل تو خورده گره/نکنه ناز کنی،باز کنی این 2 گره/دو کلوم حرف حساب باهات دارم/ میخوام بگم بامعرفت به یادتم دوست دارم (شعر رو در حالی که دستاشو تکون میداد میخوند)بعد هم با دستاش یه بوس واسه جمعیت فرستاد.بعد همه براش بلند شدن و دست زدن.اونم سوار یک سمند شد و رفت به زیارت آقا امام رضا خب اینم از این.راستی بچه ها تورو خدا برای بابام خیلی دعا کنید.ممنون.نظر هم یادتون نره. خدانگهدار
هر رفتنی رسیدن ندارد اما برای رسیدن باید رفت سلام به دوستای گل خودم. امیدوارم که حال همتون خوبه خوبه خوب باشه من قرار نبود که امروز آپ کنم ولی یه اتفاقی افتاد که آپ کردم.حالا الان براتون میگم چه اتفاقی افتاد: من امروز زدم شبکه اصفهان و برنامه زنده رود نگاه میکردم .مهمون برنامه مصطفی زمانی یا همون یوزارسیف خودمون بود.مجری هم که طبق معمول رضا رشیدپور بود. برنامه رسید به جایی که خواننده دعوت میکنن و خواننده ها هم میان میخونن یهو دیدم که صدای آهنگ تیتراژ سلام بهار میاد .اسم خواننده علیرضا بلوری بود. بعد من تصمیم گرفتم که امروز یه آپ بهاری کنم بچه ها ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم آخه حجم درسا رفته بالا و هر روز امتحان داریم ولی من سعی خودم رو میکنم که زود به زود آپ کنم. خب حالا بریم سراغ عکسهای سلام بهار: هر عکسی از یه وب گرفته شده و آدرس وبها روش هست خلاصه با اجازه خب دیگه بقیه عکسها بمونه واسه یه وقته دیگه. برداشتن عکسها با ذکر منبع مجاز است. من دوباره تاییدی نظر ها رو برداشتم.پس لطفا فقط افراد با فرهنگ نظر بدن. نگین جونم لطفا نظر بذارین. دوستون دارم دوستم داشته باشین. پس فعلا بای بای
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید سلام سلام سلام سلام دوستای گلم خوبیییییییییییییید؟ بچه ها تو رو خدا دعا ببخشید که عکسها دیر شد. آخه تو این ۲ روز خیلی دپرس بودم. خب حالا بریم سراغ عکسها.این عکسها رو از وبلاگ یکی از دوستای گلم گرفتم که آدرس وبلاگش رو عکسها هست. بچه ها من ۳ تا عکس بالا رو خیلی خیلی دوست دارم خب بچه ها حالا میخوام یه عکس توپ توپ از محسن عزیز بذارم که از وبلاگ سارا جونم گرفتم بچه ها من عکس بالا رو خیلی خیلی خیلی دوست دارم خب حالا یه عکس دیگه میذارم که یکی از دوستای گلمون درخاست کرده بود و من هم گذاشتم. خب دوستای گلم برداشتن عکسها با ذکر منبع مجاز است راستی بعضی از عکسها که به خاطر قالبه وبم نصفه نشون داده میشه وقتی سیو کنید(ذخیره کنید)درست میشه بچه ها شما باشید ناراحت نمیشید که وبلاگتون۱۰۸۰ تا بازدید کننده داشته باشه ولی فقط چند نفر نظر بذارن من برای این آپ ۴ ساعت وقت گذاشتم پس خواهشن نظر بدین دوستای گلم سمانه جونم دوستون دارم دوستم داشته باشید تا آپ بعدی خدانگهدار خواهی که جهان بر کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
سلام دوستای گلم یه خبر توپه توپ براتون دارم.این خبر رو نگین جونم به من داد.وقتی که شنیدم دل تو دلم نبود. فیلم سنمایی (ضامن)که محسن افشانی عزیز توش بازی کرده فردا شب ساعت ۲۰ از شبکه ۳ سیما پخش خواهد شد من که حتما میبینم چون خیلی وقته که منتظر پخش این فیلم هستم فقط یه چیزی محسن تو این فیلم نقش یک آدم مریض رو بازی کرده.تو تبلیغاتش دیدم. خب دیگه مزاحمتون نمیشم حتما این فیلم رو ببینید. دیدید چه قدر زود اطلاع رسانی کردم نگین جونم ازت خیلی خیلی ممنونم دوستای گلم دوستون دارم واسه این پست تو پست قبل نظر بدین دل من با دل تو خورده گره نکنه ناز کنی باز کنی این ۲ گره
سلام سلام سلام سلام بچه ها به احتمال زیاد روز دوشنبه یعنی روز تولد امام رضا فیلم سینمایی ضامن رو که محسن توش بازی کرده میده ولی هنوز معلوم نیست که چه شبکه ای و چه ساعتی پخش میشه هر وقت فهمیدم بهتون میگم خوبیییییید من که اصلا خوب نیستم آخه دیگه محسن عزیز تو برنامه ی بوم سفید نمیاد یادتون هست که توی آپ اولم بهتون گفتم دیگه تا چند وقت دیگه محسن افشانی عزیز تو برنامه ی بوم سفید نمیاد.ولی هیچ کدوم از شماها حرفم رو باور نکردید و به من گفتید که دروغ میگی الکی میگی حالا دیدید الکی نمیگم و راست میگم. چون من از دهن خودش تو پارک ترافیک شنیدم که گفت دیگه تا چند وقت دیگه تو برنامه ی بوم سفید نمیاد.ازش پرسیدم چرا؟؟؟گفت:چون کسی که بازیگره نمیتونه اجرا هم بکنه و رفتنش هم به خاطر این علت بود.ولی هیچ وقت فکر نمی کردم که بدون خداحافظی بره دوستای عزیزم اگه شماها تازه ناراحت شدید من از یکشنبه ۲۱ مهر ناراحتم ولی دوستای گلم اشکال نداره باید یه چند ماهی منتظرش باشیم تا بالاخره تو فیلمی که داره بازی میکنه ببینیمش راستی امروز روز دانش آموزه روز دانش آموز رو به همه ی دوستای گلم تبریک میگم این هفته هم خوب بود و هم بد از طرفی توش دوتا مناسبت بود یکی روز ملی دختران و دومیش روز دانش آموزو اتفاق ناراحت کنندشم این بود که دیگه محسن تو برنامه ی بوم سفید نمیاد خب حالا چند تا عکس از محسن عزیز براتون میذارم دوستای گلم عکسها رو سیو کنید(ذخیره کنید)درست میشه این ۲ تا عکس زیر رو از وبلاگ سارا جونم گرفتم عکسهای زیر هم که گذاشتم آدرس وبلاگ روش هستش اسم نویسنده وبلاگ یادم رفته عکسهای زیر هم مال وبلاگ سپیده جونه خب دوستان استفاده از عکسها با ذکر منبع مجاز است تو رو خدا هر کس این عکسها رو میبینه لطفا نظر بده دوستون دارم دوستای گلم مخصوصا نگین جونم و سمانه جونم و سارا جونم عزیز دلم خوب پس نظر یادتون نره تا آپ بعد خدا یار و نگهدار دوستای گلم
یه سلام خدمت تمامی دختر خانوم های گل دخترای عزیز روزتون مبارک دست و جیغ و هورا~هورااا~هورااا~هوراااااا همه با هم یکصدا هورا~هورااا~هوراااااااااااا من روز دختر رو به همه ی دخترای ایرانی چه داخل ایران و چه خارج از ایران تبریک میگم من گل زیر رو به همه ی دخترای گل ایرانی تقدیم میکنم خب امیدوارم که هدیه ی بالا رو از من پذیرا باشید خب حالا بریم سراغ عکسهای گرافیکی محسن عزیز که خودم درست کردم من عکس بالا رو خیلی خیلی دوست دارم به نظرم عکس بالا اصلا یه چیز دیگست خب بچه ها چند تا عکس زیر رو سیو کنید(ذخیره کنید)درست میشه خب بچه ها امیدوارم از عکسهای بالا لذت کافی رو برده باشید برداشتن عکسها با ذکر منبع مجاز است هر کسی که این عکسها رو میبینه باید حتما حتما نظر بذاره هااااااااا فردا حتما بوم سفید رو ببینید راستی بچه ها اگه آمار نظرات از ۱۰۰ تا بزنه بالا یه آپ ویژه ی ویژه ی ویژه میکنم اینجا جا داره که از آبجی گلم سارا جونم خیلی خیلی تشکر کنم که من خیلی خیلی کمک کرد خب یه بار دیگه روز دختر رو به دخترای گل تبریک میگم پس من همچنان منتظر نظرای دلگرم کنندتون هستم شکوفه های صورتی هدیه ی مهربونیات دار رو ندارم یه دله اونم فدای خنده هات تا آپ بعدی بای بای
خداوندا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری و من چون تویی دارم و تو چون خود نداری سلام سلام سلام سلام خوبییییید خوشییییید سلامتیییییید خب خدا رو هزار مرتبه شکر. بچه ها من خیلی ناراحتم آخه دیروز پرسپولیس باخت ببخشید که عکسها یکم دیر شد آخه من تازه واردم. به خاطره نظرای دلگرم کنندتون ممنونم دوستای گلم حالا براتون عکسای پارک ترافیک رو میذارم که محسن تو قرفه ی عکاسی نشسته تا با مردم عکس بگیره این مال اون روزی هست که من و نگین رفته بودیم پارک ترافیک و نگین جون زحمت گرفتن این عکسها رو کشید نگین جونم تو عشق منی خیلی خیلی دوست دارم خودت اینو میدونی خب حالا بریم سراغ عکسها: خب بچه ها برداشتن عکسها با ذکر منبع مجاز است.منتهی توجه داشته باشید که هیچ وبلاگی حق نداره اگه که این عکسها رو گذاشت توی وبلاگش آدرس وبلاگش روی عکس بنویسه. ممنون میشم دوستای گلم. حالا میریم سراغ عکسای گرافیکی محسن که از وبلاگ ساغر جونم برداشتم. آدرس وبلاگ ساغر جونم تو پیوندام هستش حتما برید و ببینید. دوستای گلم عکسها رو ذخیره کنید(سیو کنید)درست میشه. این دو تا عکس هم مال وبلاگ ساغر جونمه و هم مال وبلاگه سارا جونمه خب بچه ها امیدوارم که خوشتون اومده باشه برداشتن این عکسها هم باذکر منبع مجاز است نکته:هر کس میاد توی این وب و عکسها رو میبینه باید حتما حتما حتما نظر بذاره سمانه جونم دووووووست دارم سارا جووووووووووونم عاشقتم نگین جوووووووووووووووووووووونم مییییمیییییرم برات از همه ی دوستان گلی که نظر دادن و منو امیدوار کردن واقعا ممنونم کسایی که دوست دارن منو لینک کنن و به منم بگن که لینکشون کنم من میرم و آپ بعدی با کلی عکس خوشگل خوشگل از محسن افشانی عزیز برمیگردم سارا جونم و سمانه جونم و نگین جونم ازتون واقعا ممنونم دوستای گلم که برای گذاشتن این عکسها تو وبم کمکم کردین همچنان منتظر نظرای دلگرم کنندتون هستم بچه ها اگه نظرات از ۱۰۰ تا بزنه بالا یه آپ ویزه میکنم دل من با دل تو خورده گره نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره دو کلوم حرف حساب باهات دارم میخوام بگم با معرفت به یادتم دوست دارم
خداوند از ما انتظار کار های بزرگ را ندارد انتظار
دارد که کار های کوچک را با عشقی بزرگ انجام دهیم یه سلام آلبالویی به تو که عین هلویی یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی زرنگی یه سلام پرتغالی به تو که خیلی باهالی سلام دوستای گلم خوبید خوشید سلامتید حب خدا رو شکر اول از همه باید از سارا جونم تشکر کنم که من رو برای درست کردن این وبلاگ خیلی خیلی کمک کرد دوم هم باید از نگین جونم تشکر کنم که به من برای درست کردن این وبلاگ اعتماد به نفس داد خب موضوع این وبلاگ محسن افشانی عزیزه که امیدوارم هرجا که هست خوب و خوش و سلامت در کنار اعضای خانوادش باشه کسایی که برنامه ی بوم سفید رو میبینن باید منو بشناسن من همون مرضیه صالحی هستم که اسمم همه جای بوم با رنگهای مختلف نوشته شده. بچه ها یه خبر بد هم براتون دارم محسن عزیزتا چند وقت دیگه تو بوم سفید نمیاد چون کسی که بازیگره نمیتونه اجرا هم بکنه و من از این بابت خیلی خیلی ناراحتم خب من الان میرم و فردا با کلی عکس از محسن افشانی عزیز برمیگردم. دوستای گلم منتظر نظرای دلگرم کنندتون هستم کوچیکه شما مرضیه دوستای گلم لطفا منو با این اسم لینک کنید.مرضیه(دوستدار واقعی محسن افشانی) ممنون میشم دوستای گلم بچه ها دیدید که تو بوم سفید عکسهایی رو که فرستاده بودم نشون دادن نازنینم چه دعا بهتر از این خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق نبود هیچ غروبت غمگین دوستای گلم دوستون دارم
|
About![]()
شکوفه های صورتی هدیه ی مهربونیات Archivesاسفند 1387دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 Links
سارا جونم(بهترین وبلاگ برای طرفداران محسن افشانی)
ابتدا نيت كنيد سپس براي شادي روح حضرت حافظ .::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ LinkDump
سارا جون هراتی Amare Siteکاربران آنلاين:بازديدها :
Design by : bahar 20 |